تبلیغات
. - ولادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) مبارک باد

 

برخی از کرامات آن حضرت

1- عالمان و کرامت های علمی

محدث قمی در فوائد رضویه در شرح حال ملاصدرا می نویسد: «ایشان به جهت برخی از ابتلائات از محل اقامت خود (شیراز) به دارالایمان قم مهاجرت کرد که عش آل محمد است و حرم اهل بیت علیهم السلام.

وی به حکم

«اذا عمت البلدان الفتن و البلایا فعلیکم بقم و حوالیها و نواحیها، فان البلایا مدفوع عنها»،

به قریه ای از قرای قم به نام کهک در چهار فرسخی قم پناه برد.

هنگامی که برخی مطالب علمی بر او مشکل می شد از کهک به زیارت حضرت سیده جلیله، فاطمه بنت موسی بن جعفر علیهم السلام مشرف می شد و از آثار فیض آن حرم مطهر بر او افاضه می شد و مشکلش حل می گردید» . (9)

آیت الله فاضل لنکرانی نیز یکی از این نوع کرامت های حضرت فاطمه معصومه علیها السلام را که برای خودش روی داده این گونه نقل می کند:

«موضوعی برای من پیش آمد که مربوط به سال ها قبل است. من هر وقت به این آیه شریفه

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (10)

می رسیدم این سؤال در ذهنم می آمد که اگر این آیه مخصوص اهل بیت پیامبر است و به همسران آن حضرت ربطی ندارد، چرا در بین آیاتی آمده است که از زنان پیامبر و احکام مربوط به آن ها سخن می گوید؟

این مطلب سال ها ذهن مرا مشغول کرده بود و به صورت یک مشکل علمی در آمده بود تا آن که متوسل به حضرت معصومه علیها السلام شدم و به لطف الهی و عنایت آن حضرت این مشکل حل شد ... . کتابی علمی در این باره نوشتیم ... اگر کسی در خانه این کریمه اهل بیت برود دست خالی برنمی گردد» . (11)

ایشان در جای دیگر پیرامون این کرامت توضیح بیشتری می دهد: «... بعد از این که زیارت را خواندم، عرض کردم: من امروز آمده ام و هیچ حاجتی مثل پول و منزل و ... ندارم. فقط یک حاجت دارم و آن این است که در فهم آیه تطهیر مورد عنایت شما واقع شوم. آیه تطهیر را درست بفهمم و بنویسم و حل مشکل کنم. بعد آمدیم و شروع کردیم به نوشتن آیه تطهیر. یک مسائلی و یک مطالبی به برکت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام برای ما روشن شد که اگر پنجاه سال دیگر درس می خواندیم آن مطالب برای ما روشن نمی شد. به جایی رسید که برای ما روشن شد جای آیه تطهیر حتما در بین آیات مربوط به زن های پیامبر بوده لکن حرف خداوند متعال این بوده که با پرانتز آیه تطهیر، اهل البیت علیهم السلام را جدا کنند و فضیلتی را برای اهل بیت علیهم السلام ثابت کنند و بفرمایند که این فضیلت مربوط به زن های پیامبر نیست. بلکه مربوط به اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله، خود رسول خدا صلی الله علیه و آله، خود امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و همین طور امامان بعدی است...» . (12)

2- عالمان و کرامات مادی

مرحوم آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر می فرمود: بعد از مرحوم آیت الله العظمی حائری مدتی شهریه طلبه ها را من می دادم تا این که یک ماه وجهی نرسید. مجبور شدیم قرض کنیم و شهریه بدهیم. ماه دوم نیز پولی نرسید. باز قرض کردیم، ولی ماه سوم جرات نکردیم قرض کنیم.

جمعی از طلبه ها برای شهریه به خانه من آمدند. من هم گفتم که چیزی در بساط ندارم و مقروض هم هستم. یک مرتبه صدای گریه آن ها بلند شد که پس چه کنیم؟ نه در مدرسه تامین امنیت داریم و نه می توانیم به وطن برگردیم. اگر این جا هم خرجی نداشته باشیم، دقیقا توهین هایی که می کنند صادق می شود. من هم از ناراحتی آن ها به گریه افتادم و گفتم: تشریف ببرید، انشاء الله تا فردا کاری می کنم.

آن ها رفتند و من تا شب هرچه فکر کردم، به جایی نرسیدم. تمام شب را هم فکر کردم و خوابم نبرد. بالاخره سحر برخاستم، تجدید وضو کردم و به حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام مشرف شدم. حرم بسیار خلوت بود و کسی آمد و شد نداشت. بعد از ادای نماز صبح و مقداری تعقیب، با حالت ناراحتی شدیدی که همه اش منظره روز گذشته را در نظرم جلوه گر می کرد، پای ضریح مطهر آمدم و با عصبانیت و ناراحتی عرض کردم: عمه جان این رسم نیست که عده ای از طلاب غریب در همسایگی شما جان بسپارند. اگر می توانید اداره کنید بسم الله و اگر توانش را ندارید، به برادر بزرگوارتان حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام یا جد بزرگوارتان حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام حواله فرمایید.

این را گفتم و از حرم بیرون آمدم ... و به خانه برگشتم ... ناگهان دیدم در اطاق را می زنند. کربلایی محمد آمد و گفت: یک نفر با کلاه شاپو و چمدانی در دست می گوید همین الان می خواهد خدمت شما برسد. گفتم: بگو بیاید اگر چه راحتم کند.

طولی نکشید که مردی موقر وارد شد و گفت: ببخشید، چون وقت نداشتم بد موقع خدمت شما شرفیاب شدم. همین الان که ماشین ما بالای گردنه سلام رسید و نگاهم به گنبد حضرت معصومه علیها السلام افتاد، ناگهان به فکرم رسید که من با آتش و باد مسافرت می کنم و هر ساعت برایم احتمال خطر هست. با خود گفتم اگر پیش آمدی شود و بمیرم و مالم تلف شود و دین خدا و سهم امام در گردنم بماند چه خواهم کرد؟ لذا وقتی به قم رسیدیم، از راننده خواستم مقداری صبر کند تا مسافرین به زیارت بروند، من هم خدمت شما برسم.

او اموالش را حساب کرد و مبلغ زیادی بدهکار شد. در چمدانش را باز کرد و به اندازه ای وجه پرداخت که علاوه بر ادای قرض ها و پرداخت شهریه آن ماه، تا یک سال شهریه را از آن پول پرداخت نمودم. آن گاه به حرم مشرف شدم و از حضرت معصومه علیها السلام تشکر کردم » . (13)

3- عالمان و کرامت های جسمی

آیت الله سید عزالدین زنجانی می فرمود: «در قم دچار مریضی آزار دهنده ای شدم که قابل توصیف نبود. چاره ای نداشتم جز آن که به حرم مشرف شدم و با حضرت معصومه عرض حال کردم. خدا را گواه می گیرم که از حرم بیرون نیامده بودم که احساس بهبودی کردم » . (14)

آیت الله العظمی اراکی نیز می فرمود: «مدتی دست هایم ورق کرده، پوست آن ترک برداشته بود و ناچار باید تیمم می کردم. معالجات بی اثر شده بود. تا این که به حرم حضرت معصومه متوسل شدم، در همان حال مثل این که به من الهام شد دستکش به دست کنم. همین کار را کردم و دستم خوب شد» . (15)

4- افراد عادی و کرامات جسمی و ...

حضرت آیت الله مکارم شیرازی می فرمود: «بعد از فروپاشی شوروی و آزاد شدن جمهوری های مسلمان نشین، مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.

مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد. از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفری که معدل بالایی داشتند و جامع ترین آن ها بودند برای اعزام به حوزه علمیه انتخاب شدند. در این میان جوانی که با داشتن معدل بالا، به سبب اشکالی که در یکی از چشمانش وجود داشت، انتخاب نشده بود، با اصرار فراوان پدر ایشان، مسؤول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد. ولی هنگام فیلمبرداری از مراسم بدرقه از کاروان علمی، مسؤول فیلمبرداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمرکز کرده و تصویر برجسته ای از آن را به نمایش می گذارد. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته می شود. وقتی کاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساکن شدند، این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت می شود و در همان حال خوابش می برد. در خواب عوالمی را مشاهده کرده و بعد از بیداری می بیند چشمش سالم و بی عیب است.

او بعد از شفا گرفتن به مدرسه بر می گردد. دوستان او با مشاهده این کرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف شده و ساعت ها مشغول دعا و توسل می شوند. وقتی این خبر به نخجوان می رسد، آن ها مصرانه خواهان این می شوند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آن جا برگردد که باعث بیداری و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین گردد» . (16)

5- اشخاص غیرمسلمان

گستره کرامات فاطمه معصومه علیها السلام چنان وسیع است که اشخاص غیرشیعه و حتی غیرمسلمان نیز از آن برخوردار می شوند و البته عموما نیز بعد از کسب شفای خود به مذهب حق روی می آورند. نمونه این سعادتمندان «نانسی » ; زن مسیحی اهل تهران است که خودش می گفت:

«شانزده ساله بودم که ازدواج کردم و هنوز پانزده روز از ازدواجمان نگذشته بود که پدر و مادر شوهرم در تصادف کشته شدند و من سرپرستی سه فرزند آن ها (آلبرت، ادیت و آلبرتین) را عهده دار شدم. پس از 20 سال که دخترها ازدواج کردند و آلبرت خود را برای تحصیلات دانشگاهی آماده می کرد، ناگهان «رامان » ; برادر گمشده شوهرم پیدا شد. او با همسر و سه فرزندش، خانه ای نزدیک منزل ما اجاره کرد و به همراه همسرش برای آوردن وسایل به شمال رفت، ولی آن دو نیز تصادف کردند و کشته شدند و من بار دیگر مسؤول سرپرستی از کودکان او شدم.

پس از مدتی مبتلا به درد پا شدم و بارها به دکترها مراجعه کردم و سرانجام گفتند که باید عمل شود. من تعلل کردم تا آن که پایم کاملا متورم شد و دکترها گفتند که باید قطع شود.

من ترسان و گریه کنان به خانه آمدم. غروب بود که از شدت خستگی به خواب رفتم. در خواب زن مقدسی را دیدم که چادر مشکی بر سر و لباس سبز بر تن داشت. او دست مرا گرفت و گفت: «نترس، بچه های رامان تو را با پای سالم نیاز دارند.» از خواب پریدم. در همان حال، صدای زن همسایه توجهم را جلب کرد. او یکی از همسایه های ما و زنی مسلمان بود که در مورد شفا یافتن یک بیمار لاعلاج به آلبرتین داستانی تعریف می کرد. من جریان خوابم را به او گفتم. زن همسایه رنگش مثل گچ سفید شد و گفت: به خدا قسم شما خوب می شوید. من حتم دارم آن بانو، حضرت معصومه بود. درست است که شما مسلمان نیستید، اما این خاندان کریم تر از آن هستند که لطفشان فقط شامل حال مسلمانان شود. حتما باید قبل از عمل به قم بروی.

فردا راه افتادیم و هرچه نزدیک تر می شدیم انگار چراغ امیدی در دلم روشن تر می شد. وارد حرم شدیم و ... نزدیک های صبح بود که باز آن بانو را در خواب دیدم. فرمود: «بچه های رامان منتظر هستند، مگر قرار نبود امروز برایشان سبزی پلو بپزی؟ !» هنوز پاسخی نداده بودم که چیزی به پایم خورد و از خواب بیدار شدم، برخاستم و ایستادم. چند قدم راه رفتم و باورم شد که کاملا شفا گرفته ام.

پای من کاملا خوب شد و پزشکانی که قرار بود مرا عمل کنند، بعد از معاینه مجدد، همه اعتراف کردند که در حق من معجزه شده است.

پس از شفا گرفتن نذر کردم هر ماه یک بار به قم بروم و بالاخره بعد از یک سال و اندی مسلمان شدم و نام سمیه را برای خودم انتخاب کردم » . (17)

آنچه خواندیم تنها گوشه هایی از دریای کرامت های دختر موسی بن جعفر علیه السلام; کریمه اهل بیت بود که به مناسبت تولد آن بانوی کرامت تقدیمتان شد.

پی نوشت ها:

1) آل عمران/ 37.

2) توبه/ 120.

3) روح البیان، ج 2، ص 29. نقل از تفسیر نور، ج 2، ص 58، ذیل آیه 37 آل عمران.

4) اصول کافی، ج 1، ص 536.

5) تحلیلی نو بر عقاید وهابیان، ص 96، نقل از فتح المجید، ص 93 و 137 و 169.

6) کامل الزیارات، ص 11.

7) بحارالانوار، ج 102، ص 266.

8) کریمه اهل بیت، ص 44.

9) فوائد الرضویه، ص 379.

10) احزاب/ 34.

11) ماهنامه کوثر، ش 3، ص 7 و 31.

12) بارگاه فاطمه معصومه علیها السلام تجلیگاه فاطمه زهرا علیها السلام، ص 120.

13) کرامات معصومیه، ص 42 تا 46 (با تلخیص فراوان).

14) ماهنامه کوثر، مصاحبه با آیت الله سید عزالدین زنجانی، ش 5، ص 10.

15) همان، ش 3، ص 19.

16) فروغی از کوثر، ص 57.

17) کرامات معصومیه، ص 118 تا 123 (با تلخیص فراوان)، نقل از مجله زن روز، 27/12/



ارسال توسط محمد رجب زاده
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما چه قدر با مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت منهاج و برنامه های آن آشنایی دارید ؟





پیوند های روزانه
شهر مجازی قرآن كریم

ابزار وبمستر

قالب وبلاگ